چوپان فريب كار

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true" DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="267"> ideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" />

داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر


یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند...                                                                                             ادامه دارد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true" DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="267"> ideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" />

بار الها

   معبودا !
   نمي دانم چگونه و از كجا با تو سخن بگويم از داشته هايم و نعمت هايي بگويم كه تو عطا كردي ومن نديدم يا از نداشته هايم شكوه وشكايت كنم كه زندگي چند روزه ي دنيا را برايم سخت كرده است.
   خداي من ! زبان خاكي ام قادر به سپاس اين همه نعمت نيست، اگر بخواهم تنها شكر داشتن نعمتِ دستانِ گرم پدر مهربان و مادر دلسوزم را به جا آورم روزها وشبها كافي نخواهد بود، اگر تمام درياها مركب شوند و برگ ها كاغذ، باز هم براي ثبت مهربانيهايت كافي نخواهد بود.دست، زبان، چشماني سالم و...و هزاران هزار موهبت ديگر كه به من ارزاني داشتي به پاس كدامينش سر تعظيم در پيشگاهت فرود آورم.
يا رب، زبانم به داده هاي بيشمارت معترف است و گويا اما تو خود خالقي و آگاه به احوال وا وضاع مخوقاتت، خوب مي دانم شنيدن شكوه وناله از غم ها وسختي ها برايت عادي شده است.
    معبود من!نمي دانم از غم سختي روزگار ونداشته هاي مادي زندگي ام به درگاهت ناله سر دهم يا از غم فراق يگانه منجي موعودت. پروردگارا تو خود شاهدي تحمل سختي هاي زندگي براي مردمان شيعي ساكن بر پهناي زمينت سهل است و آسان، روزها مي گذرد و پستي و بلندي ها خواهد گذشت اما معبودا چه كنيم با دوري و هجران مولايمان. ساهاست كه منتظر آمدنش هستيم سالهاست كه مي گويندمردي از سلاله ي زهرا خواهد آمد غصه ها را پايان مي بخشد و مرحمي است بر قلب هاي زخم خورده ستم ديدگان و مظلومان و نوري است برچشمان منتظران وعاشقان درگاهش.
   معبودا! از بزرگان شنيده ام مولايمان را به جرم بي ادبي وقدر ناشناسي ما به پشت پرده غيبت نهاده اي، شنيده ام تا ما مردمان متحول نشويم ولايق از ديدارش محروميم، شنيده ام مولايمان روزها را تا آدم شدن مردمان به انتظار نشسته است و...
بارالها، با تمام وجود از تو مي خواهم مولايمان را از پس پرده غيبت به در آورده وديدگان مان را به ديدارشان روشنايي بخشي.
                                                                                                                                                                                                    الهي آمين!

خدمت در منزل

بهترين عبادتها،خدمت همسران به يكديگر است. شهادت در راه خداوند، بزرگترين فضيلت است، اما برخي روايات،خانمي كه خدمت گزار شوهرش باشد، غذايي بپزد،ظرفي بشويد، سفره اي بيندازد واز اين قبيل خدمات، براي شوهر خود داشته باشد، پروردگار متعال ثواب يك شهيد در نامه اعمالش ثبت مي فرمايد. همچنين در روايات مي خوانيم كه اگر مردي، در خانه به همسر خود خدمت كند تا از زحمت او بكاهد، يابا تلاش در خارج خانه، رفاه و آسايش زن و فرزندان خويش را فراهم سازد ثواب يك شهيد در نامه اعماش نوشت مي شود. امام صادق(عليه السلام)فرمودند: كسي كه براي همسر و فرزندانش تلاش مي كند مانند مجهد در راه خداست. (مشق اخلاق-آيت الله مظاهري)

سخنی از معلم جهان اسلام

(در آينده) زنانى پيدا مى شوند كه در عين پوشيدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوسباز و دلفريب مى باشند، موهاى خود را طورى آرايش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند. اينان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با اين كه بوى بهشت از راه بسيار دور شنيده مى شود.

دوری از چهار صفت

هركس اين چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‏اندركاران و رؤسأ جامعه، هيچ‏گاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميم‏گيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
2- لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامن‏گير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‏اى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقب‏نشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
3- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقص‏ها و ضعف‏هاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
4- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيان‏هايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.

1 3 4